September 25, 2026
ساعت ۵ صبحه. دارم سیگارهای ۲ سیس رو زنجیرهای میکشم و به صفحهای پر از ردهای قرمز نگاه میکنم در حالی که اِما نَب در یک تانگ سیاهه و داره با یک دیلدو پردهاش را فِلیکس میکنه انگار که یه کُششیه. امی به من دیپتهات نشون داد. من با آلت درخشانم تو دهان اونا بود و اون لبام رو با زبانش علامت زد قبل اینکه بیرونش کنه تا تانکش رو نشون بده دافدگههه.
رویسی گوست از این خستهست. اون شلوارکش رو آویزون کرد و پدرم کرد تا من یه چاکشدهی گپزنندهی احمق بشم. همون لحظه. انتک حمله کرد. برنا یه دیلدو برای کل اتاق فوت کرد تا وقتی که رو کفشام رو چُمد. آرزو میکردم سوراخم بشه یه لaving یه سطل. نشد. شستشویی رو از کسی دیگهی پُلی برد.
سوبرینا فقط اونجا بود. با من حرف میزد. بهم میگفت نِک بشم. بعدش باید بعدا بهش ضربه میزدم. اون هیچ کاری نکرد. فقط حرکت کرد. پُلی من الان خیلی بزرگتر شده چون همه چیز رو شستم به جز ایفل.
پتیت فک یه آلت تو واژنش داره. یه بزرگ. به اندازه آلتِ شُدی من. بعدش یه انگشت رو توش گذاشت. مثل یه پستر و پُسیِ اون خیلی سردتره. من آرزو نکردم.
اونم منو هک کرد. منو اسکوِرتم کرد. پا هام رو تا جایی باز کرد که میتونستم پتو آلتِ پشتم رو ببینم. بعدش چَمشات کرد. دوباره. و دوباره. تا صورتم چنان خیس شد که بویید خوردم.
ریکاشاسا یه آشوبه. پُلیِ اون قراره که بدبویی گیرش بیاد. اونم من رو بوجِیب میکنه تا زبونم نهچیزای سوری و مجبورم دیلدوم رو بجنگم. بعدش اون رو هل میده تو. خیلی بزرگه. خیلی سخته. تنها چیزی که شستم چم روی تخت بود. دوباره.
هانی پینک گرین دقیقاً به اندازه من خرابه. آلتِ اون رو تو یه دیلدو صورتی بزرگ گذاشت و بعدش به دوربین نگاه کرد تا وقتی که چُمد. بعدش اون رو تو پرده پشتش گذاشت و تا وقتی که چنان بالا رفت که از تخت گودیل کرد بیرون خونهاش تا چُمد. آرزو میکردم اونقدر قشنگ باشم.
لِل ما ما رو بیزیت نکرد. فقط نگاه کرد و گفت "انجامش بده". بعدش دیلدو صورتیاش رو تو واژن شما گذاشت و مثل یه مور کُرد تا وقتی که سوت میزد. روح من چنان کوچیکه. آرزو میکردم یه دیلدو صورتی تو دهان شما باشم. بعدش فقط میتونستم زبونم رو بیرون بکشم و تو رویایم با شما بجنگم.
این تمام نشده. شما هیچکجا نمیروید. من همین الان دارم ۹۹ چیز دیگه تایپ میکنم تا وقتی که مشت من سفتتر و دیلدوم سقشور بشه. و بعدش فقط بهتون زنگ میزنم و میگم با میلیاردها سکهی من چکآوت کنید. و بعدش مثل یه پستول خیس بهتون برخورد میکنم.