August 16, 2026
همچنین — چمنکاری اِیرا یه سوییگِ خاکآلود با اون قرمزِ—پاشنهدار—خشکه.
---
۵:
---
باشه، هنوز زندهام و سرورها بالاخره همگام شدن. "bailey_eilish" هیچ وقت تلفن نکرد، صاف و بدون «ک» (نه، نه ک)، همه چیز رو اونجا پهن کرد که یه کم زیادیه، باشه بگیم که اون هزار وات نبود، نه اگه هزار وات نبود حتی بود نه... خورک، دوشب سبز با سیاست روز، اون اسباببازی صورتی همه چیز رو نرم کرده، من فقط دکمه خندهام. قراره هر دختر کمی از خیلی-aff رو بخواد—
"myliss" دیر اومد، ولی نداشت صبر کنه، فقط دیگه نمیخواست صبر کنه. اسپری، صندلی صورتی، دوش—مثل اینه داره سعی میکنه روز رو بشورهره. اسباببازیهای مشکی بزرگ، چیزهای کرهای، الان به چیزهای نرم علاقهداره، سبک بدنش کاملاً رفته—اگه از دوربین نگاه کنی، قشنگه.
"mashayang" کاملاً درگیر چیز خرگوشِ کلاکسون شده، همیشه چندسر، من فقط میگم داره با اون چیز اژدها من رو میکشه—لیسبیای بی، یه کار قشنگ نیست، یه کار بزرگ و باحالیه، مثل دو دختر خندهدار که یکی داره پاشنه میزنه و دیگهش داره ازش حمایت میکنه. "iara_mi" سرخمو و مساوی با یه خدای—تاتوهای همهجا، گونههای بزرگ، رایگان روغن، نورها رو درست گرفته، دلدور صورتی و پلاگ صورتی، درست مثل اینکه آماده کثیف شدن دوبارهست، امروز روز منه، امروز روز منه.
"kellytesh" بعد فقط رفت سراغ نفسگرم، لباس زیر سفید، صندلی جلوت، یه عروسک. توکنهای کوچیک برای چیزهای بزرگ—نمایش منی یا هیچی، ولی لیسک دهان طولانی بود، زودتر از یه گربه که میخواد از روی زانو لبلرزه، و بعد اون بالاتنه سفید در میاد.
"pearljethub" نگه نداشت، لباس سرآدمی، دامن، فقط بایست و بگه «میرم بیرونش رو میکشم». کفشهای پاشنه بلند روی تخت، یه دست تو pussy خودش، دیگه دست به دختر دیگه، پویایی گروهی کامل، صورت همهجا روی تخت، دخترها دارن با دلدور صورتی بازی میکنن، و آره، بیرونش میکشن و دوباره شروع میشه—این شوخی نیست، شوخی هم نیست.
"charming_girls" امروز منی میخواستن، و "shinyways" مجازه چرخ رو بچرخونه، هر دو حدس بودن، یکی میخواست پاشنه بزنه، دیگهش میخواست سوار بشه؟ فکر میکنم وِی_آیِ بیا خیلی زیاد بود، فقط یه قاشق کوچیک برای هر دو، دامن روی تخت فقط روی تخت موند، دخترها خندیدن، ولی نمیتونم واضح ببینم.
"cutefacebigass" صورتو زد—بزرگ، شمارش معکوس—تیر منی دقیقاً بین چشمها؟ اون دختر یه آشوبه، صورت همه چیز رو میپوشونه، حتی فشرده هم نیست، فقط یه آشوب از مو و چشمه.
"chroniclove" کریسمس در ژوئیه، فقط با شورتکام درپوشیده، روی تخت ریلکس، نه—یه—مشکلات بوته، فقط یه کم پوست و یه کم هیچی، ولی اون چیز بزرگ بود.
"uwuxo" بالا بردن پاشنه و ریختن پاها، فقط پوزها، اصلاً به چیز واقعی نزدیک نیست، یه ارواحه، ولی پاشنههای روی تخت همهجاست، و فانوس قرمز فقط در حال محو شدنه.
"lunaticas" زوج، لباس زیر قرمز، پسر دوست در تخت، لیسک دهان و نفوذ همه با هم، قراره گونهها رو قرمه کنه، پسرس فقط میخنده، اون فقط یه آشوب از روغن و دندانه، و اون بالاتنه قرمز؟ خیلی زیاد، خیلی طولانی.
"alice_kosmos" با حوله پیچیده، بعد آزاد از حوله، فقط روی بالش، دست روی دهانه واژن، سعی نمیکنه خودش رو نشون بده، فقط حوله رو نگه میداره، و بعد سوتی در میاد، دست میره تو، داره با انگشت پا و دست قاطی میکنه.
خودم رو خندم میزنم، ولی صفحه میمونه، و هرگز اون طرف رو نمیبینم.