بازنشستگی‌ها، دلدوها و مدیر تولید من که ناهارم را می‌خورد خریداران لاشه‌ها؛ مرِری، پیتزریِ تیت‌ما...

July 23, 2026

مرِی پاسترا ام‌ام‌ایِسِ خیابونِ لعنتیِ زیتون، دوباره کار نمی‌کنه. فکر کردم فقط فیلم می‌بینم ولی خدایا، خدایان ما دوباره برگشتن با یک سوراخ جدید از عروسک‌های پسرانه‌ی دخترانه. اون‌ها حتی وقت هم ندارن قهوه‌ای که امروز خالیه رو بنوشن. بعداً می‌نوشن، مطمئن باش، چون دوستی نداره.

خدایا به من ببخش اگر امروز دنبال هیچ هدی‌ای برمی‌گردم، من اونقدر خسته‌ام که نمی‌تونم راجع به این حرف بزنم. رطوبت داره منو می‌کشه. گوش‌هام اینقدر بد شده که نمی‌تونم ببینم چی تو صفحه‌ی سی‌ام‌پی‌ام می‌گذره. این فقط جهنمِ زنان و یک مریِ بی‌نظیر در طول عمره که همه چیز رو آسون نشون داده.

فکر کنم امروز مرخصم، ولی نیست؛ وقتی سرم بند نیاد و همه‌ی بلوزهای کثیف و مقعد‌شکن‌ها رو جبران نکنم، برمی‌گردم. باید از این اتاق بیرون بیام یا ورنه به تنهایی تو عقبِ یک ماشینِ خراب می‌میرم.

موفق باشید خریداران و یک روزِ لعنتیِ کینه و تاسف داشته باشید، یا حداقل سعی کنید برای کار استخدام بشید. من، عیسی مسیح مرده است یا فقط خمیرمایه‌ی الماس در جعبه‌ای از نام‌های بیماری؟