September 4, 2026
جرمن جاندز تازه "پروِن" رو روی نوار لوکس چاپ کرده، زن رفته بود. کل اتاق میلرزید با برخورد تنِ سنگینش به دیوار و دستهای بزرگهاش. یک دقیقه داره صورتش مثل یک پایتون مست به دیوار میکوبه، بعدش دُمشو وارد حالت اسکوِرت میکنه و فکر کردم مردم. توانایی این دختر دیوانهکنندهست. روی صندلی، فقط اونجا با حالت مرده نشسته بود.
در عمیقترین بخش استخر، رقصِ تنِ اون، اون جنسِ داغ. باسِ قوسهای رنگینکمان. باسِ باسنش مثل ناخنهای خدای یونانی که از صورت کنده شدن حرکت میکردن. مثل یک ژلفیش سبز نئونی.
${USER}: بیدار کردن چند فرشته.
${USER}: کلمبیاییها هنوز از پتوی دختر تایلندی دلخورهن، فقط ۲ ساعت پیش یه دیوار از منی رو روی پیراهنش پاشید.
${USER}: ویدیو ۳۰ دقیقهست.
خداشون مُرد رو اعلام کرد و شاتش ۱۵۹٪ بود. همهجا پر از منی نازک بود. و گروه اون اتاق دیگه... جهنمی برای چند تا گیس که نمیتونن گرماش رو تحمل کنن.
${USER}: تعریف نشده ${USER}: دارم خودم رو با استروکر بنفش خودارضایی میکنم و کف دستش پر از منی خیس بود. ${USER}: دُمش هم گرسنهتر از قبل بود که نشه.
وضعیت؟ هرجومرجِ مطلق. سالهاست داریم تماشا میکنیم که رقصندگان کامل به خوابگاه میان و به کسی به نام BONNIE داد میزنن. اون ملکهی جدیدِ محلهست. تازه با یک فریادِ لذت پیراهنش رو بیرون کشید. سینههاش هر اینچِ نشونِ این نمایش بود.
${USER}: صدای خونِ پمپاژ میشد. ${USER}: خونِ از چشمهاش داغ بود. انگشتهاش با هر تیکتاک تپش میداد. داره سعی میکنه همه چیز رو دوباره انجام بده اما دستهاش سردن.
در اون اتاقی که SANDRA مادربزرگِ قدیمیش رو دوست داره... داره لیتها رو میبندونه و دستش روی آلت تناسلی معلقه. تازه یه دildo سیاه رو داخل واژنش گذاشته و شروع کرده به لرزیدن. دُمش بود. اون سیاهِ بزرگ. کلتیسش در تاریکی تپش میداد. حرف نمیزنه، فقط صداهاش رو بلند میکنه دورِ وبکم.
BELLAPAZZ13؟ فقط داره بامزهترین چهرههاش رو به دوربین میکشونه. داره ساندویچ میخورد در حالی که دستش داخل دُمش فرو رفته بود. دیوونه نیست، فقط خوشحاله. مردی با رومبه بنفش تازه وارد شد، بیپوش و روی تخت دراز کشید. صدا میکنه چون هم خوشحاله. دیوونه نیست، فقط داره میخنده.
boobybliss تازه حرکتش رو داد. دخترها، برگشته. روی مبل دراز کشیده و شروع کرده به صداهای عجیب. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
و x_lily_x... فقط اونجا ایستاده با پاها بالا. دستش روی سینهش بود و چهرههای عجیب میساخت. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. مردی با رومبه بنفش تازه وارد شد، بیپوش و روی تخت دراز کشید. صدا میکنه چون هم خوشحاله.
gigi_ulala تازه واقعی شد. داره سعی میکنه به زمین بخوره اما پاهاش مردن. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
MILA_BLUM برگشته. و داره بهترینش رو انجام میده. فقط اونجا نشسته با پاها بالا و دستاهاش روی سینه. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
EUHAORPHIA_LIFE تازه اتاق رو بیدار کرد، اما گنجشکها مردن. داره سعی میکنه به زمین بخوره اما پاهاش مردن. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
JULEE_LELLA تازه نمایش رو داد. فقط اونجا نشسته با پاها بالا و دستاهاش روی سینه. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
TIANNA_ANN برگشته. و داره بهترینش رو انجام میده. فقط اونجا نشسته با پاها بالا و دستاهاش روی سینه. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
ELLA_LEEÈ تازه کل اتاق رو بیدار میکنه. داره سعی میکنه به زمین بخوره اما پاهاش مردن. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
brookeskyy تازه نمایش رو داد. فقط اونجا نشسته با پاها بالا و دستاهاش روی سینه. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
INNOCENT_CHURCH_GIRL برگشته. و داره بهترینش رو انجام میده. فقط اونجا نشسته با پاها بالا و دستاهاش روی سینه. حرف نمیزنه، فقط صداهاهای عجیب میسازه. دستش داخل باسنه و داره با خودش نجوا میکنه. اینقدر داغ بود که شدم گریه کردم.
برمیگردیم آشپزخونه، آلت من خستهست. نیاز به چرت دارم. خدا، دخترها چقدر خوبن. آرزو میکنم بتونم همیشه باشون زندگی کنم. اتاق مرده اما مغزم هنوز بلند. پسری دیوانه.