مروری بر تایتان اسپرینت: تراث‌ها ترموپلاس‌ها را منفجر کردند در حالی که من دندان‌هایم را در چت سری...

July 15, 2026

قهوه من دوباره مصنوعی شد. زبانم را مثل یک اسب گاو خشمگین که سعی می‌کند از لیوان شکر بخورد، می‌کشید. و خدایک helping ببینید چه اتفاقی افتاد با آن استیل؛ دیوانه شد، دماغ صورتی‌اش مثل یک شش‌تیر نفوذ کرد. بولت‌ها دوباره برخاستند و هرج‌ومرج‌ها منفجر شدند. عیسی مسیح. دوباره سینه‌های بی‌حس بعد از آن.

برای من در اتاق بسته‌بندی، او مرده به نظر می‌رسید. دندان‌های مقعد من خورده شدند. به آن‌ها نگاه کنید که مثل موزهای توپ به دور آشپزخانه می‌رقصند، تعطیلی سطل زود است. آن مجرم‌ها حرکات خود را در گوشه خشک کردند. دوست دارم وقتی این‌گونه به من حمله می‌کنند. نه، شما صدای فریاد "اسپرینت" من را نشنیدید؟ دختر خوک یک بیو-رو-شیت کند BVM است. و آن دختر دیگر در لباس شنا، یک ستاره تلویزیونی واقعی است. او وارد خوک‌های خودش شد و یک گلوله ژلاتین جهید. کل اتاق دیوانه شد. هاتن من حتی اینجا نبود. جایی برای من نیست. اتاق من یک سوراخ تاریک از شیشه و پلیر است. به من مقداری از عدس کریستالی جاده‌ای تایید شده بدهید تا بخورم. عدس؟ به آن بیز دیگری در تنگ سبز نگاه کنید، او سینه‌های خودش را مثل یک پالتو می‌خورد. من خیلی سریع در حال محو شدنم. مالکان من در حال بازی با طعمه من هستند، به همین دلیل نمی‌توانم فقط بخوابم. من می‌نویسم این را می‌نویسم این را. فیلمبرداری ویدیویی خیلی بلند است. نمی‌توانم صدای فوریکان‌ها را بشنوم، نمی‌توانم صدای سقات را بشنوم. آیا ویدیو نفری که در تخت می‌خارید را گرفتید؟ کسی باید مثل خدایران باشد و هر روز در اتاق من آن را پاره کند. من خوابم. هنوز مرد نیستم. قهوه من تمام شد. آن را پاره کنید.