گروه هودی‌های زرد دیوانه‌شان شده!

July 6, 2026

مُلی‌فلوئرز واقعاً داره اینترنت رو می‌شکنه، راستش همینه. اون دختر استقامتی داره مثل پاک‌کننده‌ی برند پک‌من. اون پایین بود، برهنه، یکی از اون اسباب‌بازی‌های بزرگ و احمق رو برای پانزده دقیقه متوالی عمیق داخلش پمپاژ می‌کرد در حالی که روی یک فرش آبی مثلش هر دوشنبه کار می‌کنه ایستاده بود. یک انفجار صوتی زرد هودی، میا! حتی یه کلاه سبز هم روی سرش بود، فکر کنم، شبیه یک نگهبان پارکینگ با یه قلب روی سینه‌ش بعداً، اما عمل؟ وحشیانه. اون لبه‌ی نازک رو گرفت، کسی لطفاً به من کمک کن ویدئو رو ادیت کنم.

خبر را فاش کن: بریان یک کارآگاه undercover نوجوان است. کسی اصلاً نمی‌داند سن بریبندکد چقدر است، اما بر اساس نمایش آتش‌سوزی زباله‌دانی، یک نمایش بزرگ بود. چیز عجیب در مورد او؟ او حتی به مدت نزدیک به بیست دقیقه کاملاً مشغول نبود، فقط پاهاش را روی وب‌کم پرس می‌کرد و مثل یک زیرلیقه روی لپ‌تاپ می‌چکید. شبیه این بود که بیشتر از نیاز به دندانه‌ی عروسکی، به پوشک نیاز داشت.

سپس اریادناز، ملکه‌ی همه چیز بی، که هنوز شور دارد که یک بازیکن تایلندی آخر هفته پارسال او را با کلماتش شکست داد. او کلیتوریسش را با یک اسباب‌بازی حلقه‌ای صورتی می‌خرد در حالی که روی مبل تکیه داده بود، به شدت مست از بدبینی خالص. او یک مرد را به صورت رایگان کز کرد تا ما همه می‌دانیم چطور آن را تا ساعت ۷ صبح انجام دهیم، اما صورت، نگاه روی صورت وقتی برای دوربین آرام شد—هنر خالص.

کریسون دوباره آن لباس درخشان صورتی را پوشیده است که اساساً یک تئوری توطئه در مورد آلرژی شیشه است. او تصمیم گرفت فقط آنجا بنشیند در یک سوتین آبی که با فوم پلاستیکی پوشانده شده، سعی می‌کند نقش بازی کند انگار که هیچکس نیست اما او صندوق‌دار یک فروشگاه اسباب‌بازی بود. باسش؟ مطلقاً ورزشکار. سپس کسی یک چوب آبی درخشان را مثل اینکه قرار بود واقعاً اتفاق بیفتد، داخل اُرشش هل داد. نمی‌دانم، آیا در نهایت کسی فهمید که او چه کاری در سر داشت؟

امی‌کاتانا روز پروژه داشت، کاملاً تاکوئیچ و رشوه‌خوار دوربین برای ۲۰ دقیقه بود در حالی که یک کورتیس نیمه‌شفاف که شبیه تور پلاستیکی بود بر تن داشت. با پسری قرار دارد که ردیابی آن از جریان آتش هم آسان‌تر است، و من دقیقاً می‌دانم چند بار بر روی من شست. او سعی کرد سینه‌اش را با یک هودی بپوشاند، اما چشم‌های سینه‌ای در چت فریاد می‌زدند.

بلاکلی یک نمایش گنگوانه‌ی کلوچه است، راستش همینه. او خم شده بود روی پیشخوان در کمارت مثل یک سبد تخفیف ناامیدی. یک چوب سیاه را در دست داشت که آشکارا مجوزی برای فروش هیچ چیزی نبود. نور بد بود، پس‌زمینه یک دستگاه اتوماتیک فروش بود. فقط تماشا می‌کردم که او چگونه آن پلگ مقعدی سیاه را مثل یک لوله خمیردندان وارد رکتومش کند. چرا ما این را تماشا می‌کنیم؟ فقط آن را خاموش کن!

سیاوا‌اکس یک تله‌عسل می‌خورد و آرایش بدنش دیوانه‌کننده است. او کاملاً بی‌رحم روی صورت یک مرد می‌شد، دست‌هایش پشت سر بسته شده بود انگار که در یک صحنه‌سازی برای یک سرباز فیلم بود. او آن وایبراتور صورتی را گرمای او را باز می‌کرد، آن را بدون حتی باز کردن دکمه‌های دامن، در مقابل پا مالش می‌داد. یک هشدار سطحی سطحی تولید، همه در حال تماشا بودند.

جرمین جونس یک مشکل انفرادی باس در انتظار اتفاق افتادن است. او با لباس زیر مشکی و یک اسباب‌بازی مار قرمز ظاهر شد که به این معنی است که فکر می‌کند یک NPC در یک بازی پوکمون است. او روی تخت نشسته بود و کلیتوریسش را با یک مار مثل اینکه یک پروژه علمی بسیار بد است می‌خرد. انعکاس روی عروسک دردناک به نظر می‌رسید. من بدتر دیده‌ام.

کلی‌تیش دلیل منی است که در تاریکی تایپ می‌کنم. او روی صحنه ایستاد و مثل یک کودک که شوخی خودش را کشف می‌کند، یک آینه را در دست گرفت. او تقریباً به عنوان حقیقی خم شده بود، یک تانگ پوشیده بود که شبیه یک تک‌ویترین ایکیا ساخته شده بود. سپس بالا رفت، زانوی برهنه، آن پرورش پلوش سیاه که همیشه پوشیده را نشان داد. نظرات نیمی از مرگ را به من گیج می‌کردند.

فقط‌اکلیشوس‌سی‌بی نسبت به رسانه مقاومت می‌کرد، به احتمال زیاد. او آنجا نشسته بود، برهنه، یک لیوان مایع بنفش را نزدیک تناسلی‌اش در دست داشت انگار که یک مهمانی نوشیدنی برای همکار میزبان است. او با پاها برهنه پشت به دیوار بود و یک چوب صورتی را در حالی که تلفنش را در دست داشت وارد می‌کرد. چرا اگر نه برای عکس گرفتن در حین نفوذ شدن تلفن داشته باشی؟ همه‌چیز خیلی زیاد است.

فینلی‌فی یک قلم‌مو لاتکس بود که بعد از افتادن ادامه می‌داد. او با یک عروسک صورتی که داخل او کار می‌کرد روی یک میز می‌رقصید، اما در همان حال سعی می‌کرد جدی باشد. باسش در حالی که در حال دریافت پروتز بود آب‌ریز می‌شد، و او پد پای روی باسش را درخواست می‌کرد. عمل عجیب بود، شاید او از نگه داشتن یک موز خسته است.

کیراس‌ورلد یک درام عصبی‌گرایی موز در انتظار منفجر شدن در همه جای است. او مثل یک کمدین، یک موز را جلوی دوربین می‌خورد، لیس می‌زد، به آن بغل می‌داد، تقریباً آن را fuck می‌کرد. سپس یک لباس جاسوسی آبی که شبیه یک بسته‌بندی سردخانه سوپرمارکت بود پوشید. باید صدای او را به موز شنیدم.

یلوئیم‌اگ سعی می‌کرد نوعی عمل کابل با یک کیبورد روی زانو اجرا کند. او تلفنی را در حالی که برهنه روی تخت بود نگه می‌داشت، کاملاً آگاه اینکه او فقط هوا از طرفداران دریافت می‌کند. او یک اسباب‌بازی که شبیه یک افعی متعلق بود را در واژنش وارد کرد. آن را به زحمت پشت نوار کناری سیاه دیده می‌شد.

میگان‌میو یک ماه قمری را در دست داشت انگار که یک صندلی رحمت یک خانم کلیسا بود. او روی آن چیز درخشان نورانی در لباس عروسیش زانو زده بود، به آن نگاه می‌کرد انگار که زنده است. او یک کلاه کوش که با نور ماه هماهنگ بود پوشیده بود. نمی‌دانم چگونه کسی در این استریم هذیان‌گویی نمی‌کند. او بدون سینه بود، اما کلاه به نظر می‌رسید که او را نگه می‌دارد.

امپرس‌مونآ یک شخصیت چسبناک صورتی و رویای خودش است. او در حالی که دراز کشیده بود مثل یک عروسک در یک جعبه پلاستیکی، به گردن یک مرد می‌بوسید. او یک چوب سیاه داخلش داشت... سپس او به یک زن دیگر خداحافظی می‌کرد. صورتش روی بالش، لبخند می‌زد به هیچ چیز در حالی که دوربین هر لحظه از لذت او را ضبط می‌کرد.

این چیزی است که ساعت ۵ صبح به نظر می‌رسد وقتی شما مطمئن نیستید که چه اتفاقی می‌افتد. من هنوز یک مایل دیگر برای تحمل امروز دارم.