August 1, 2026
«shena_nomy» تا این لحظه داره مو روی پشتش درو میکنه، انگار چی تو سرش رفته! واقعا داره دندههای صورتیرنگ و دلیلو به دیوار پرت میکنه؛ استعدادهای اونمغازهی انحصاری مثل «onlyxlicious» هم دارن میان. یه دختر اسمش «nicdani_1» که تو دهه چهلشه، امروز در جرسی هست! داره بیشتر از خوک تو گاوسرا آبسپرمی شیر میکشه! داره شمارهی ۳۳۳ از اون لیستِ آلتهای بزرگ رو خرد میکنه، برادر، ما خوبیم. حالا «oliva_you_» اصلاً برای خدای من ظاهر نشد! قلهی بیمعنی و حذفِ مسابقهش رو به خودش تاج و تخت کرد، روی تولدش به عنوان هدف خوابیده بهجای کار، خخه!
همچنین یه مقدار فست کردن با سرش هم بود؛ «last namedy_mary» داشت یه شکست مرزی سلطنتیِ کاملِ برده رو تجربه میکرد، توش یه لباس شب مشکی پوشیده بود و درحالی که دو تا پسرا دارن همزمان با هم فیکش میکنن، نه تاییدش میکرد نه راهی برای حلش میدید، داد میزد تو میکروفون: «دارم گریه میکنم، زندگی ادامه داره!» «am_i_katana» با جورابشلاقی و کفشهای پاشنهبلند و درگیر اونرقصِ خاص بود، پس همه دارن رقص میزنن، آقاها و خانمها اون تالار بالهی رمانتیک و جنسی رو ببینید، و بعد نوزادها توشن با توری، «VIO» منتظره مثل یه اسپنس در نهایت، باشه، «zee» روزه بود.
آخر سر «aashleyx» واقعاً اون بالا بود برای چهل و پنج دقیقه، تا دستبرخوردش میخورد، به آلتِ کارشش تشویق میکرد، کارش بود، دوباره به شکمش برگشت، دو تا کلید کمتر و دو تا نوکگیر کمتر از دیروز، برادر، سرعت رو به من بده در نهایت، بعد هم ما همه ساکت نشستیم، گریه کردم، اما اینجا هستیم.