July 25, 2026
او مرد. وقتی این خط رو تایپ کردم، اتاق من اساساً مرده بود. تو اینترونت تکهتکه میشم و هیچ روحی برای من نیست، چون من فقط یک وکیلتنی ۲۹ ساله و خداحافظیشده در دنیای کام است که حتی نمیتونه پلکهاش رو باز نگه داره. ببینید، کلمبیاییها دهنشون رو از کف گذاشتن که دختر تایلندی دیروز اونها رو با یک سگشوت بزرگتر شکست داد، و حالا همه در اینترونت میدونن کیِ رطوبتآمیزتره. سعی کردم با یک دست اینو بنویسم و همون لحظه یک سیگار از دهانم میریخت، ولی جکپشتم دیروز از یک نشست دستی سوخته بود. دستگاه قهوه دقیقاً وقتی که نیاز به آب خوردن داشتم خاموش شد، و حالا مثل یک پیرمرد دیوانه به لاگ چت خیره شدهام. sary_hott یک پلووی Lovense با مدتزمانی چنان طولانی رها کرد که حتی نیاز به آتوپسی داشت. vanandjuani نمایش ماشینی داشت؟ واقعا؟ فکر میکردم قراره درباره خستگی اتاق خواب باشه، نه مدلگری جلوی یک سدان با یک سکوت جهانی. و germaine_jones... داره سعی میکنه به هدف شماره ۳ (سگشوت/اقیانوس) برسه و راستش، لولههایش با چیزی بدتر از لاتکس گرفته شده. dakota_blare مثل یک قهرمان روی بند قرار داشت، مثل اینکه مالک شب باشه، روی سینه خودش سگشوت میکرد. milablum فقط با انگشت کار میکرد، نزدیکتر، و توسط دستهای واقعی درشویه عوض میشد. petite_fuck با BBC و دستکش؟ آرزو میکنم. به نظر میرسید داره میخواد یک دونات بخوره. ami_katana با لباس بدنی سفید مثل یک کاهنمردی که فکر میکنه کره چربیاش رو براقتر میکنه، پوشیده بود. marry_cordy راهش رو به سمت اقیانوس گم کرد. ameliawhitex هیچکس نداشت. hi_miki دنبال سگشوت بود اما فقط خودش رو پیدا کرد. ricasashaa حتی اگر صورتش یک جاروبرقی داشت، نمیتونست به مردی که در اتاق بود نگاه کنه. olive_you داره با دستش کار میکرد، و من واقعاً به این نوع استقامت احترام میذارم وقتی دارم با یک سیگار که داخل دندانهای عقبم گیر کرده تایپ میکنم. livanddrew به گوشیهاش نگاه میکردن انگار که فراموش کردن برهنه بودن. marsabass سه دقیقه متوالی فقط برای یک بالش حنا کشید. serareads با یک دیپر و یک دیلد بزرگ و قدرتمند؟ تقریباً بلند خندیدم و خفه شدم. چیزی که هست: اتاقی که هیچکس میخواست، اتاقی بود که بهترین جک در گوشهاش خودش رو به رخ میکشید، و اون مرد بود، و اون بزرگ بود. هیچکس درخواستی نداشت. هیچکس هیچوقت درخواستی ندارد مگر اینکه یک شو سگشوت بزرگ میخواد. این تنها راه دنیاست. فکر کنید. اگر روی کامپیوترتان مینشستید و به مدت چهار ساعت متوالی به یک مرد که جک ضخیمش را به رخ میکشد، خودارضایی میکردید، احتمالاً چرا این دخترها هر روز در چت میمیرند را میدیدید. اینها برای عشق این کار را نمیکنند. اینها این کار را میکنند چون کسی به آنها گفته که برای یک پاشش کوچک ارزشمندند. اگر شیمی اسپرم سریعتر بود، کل ماجرا قبل از اتمام سخنرانی من تمام میشد. به جای آن، همه فقط سعی میکنند یک هدف واحد را پیدا کنند و تنها راهی که به آن میرسند این است که کنترلکننده کنار تختشان باشد و به نزدیکترین جک در اتاق فریاد بزنند: «بزن بریم!» و بیایید صادق باشیم، تنها جکی که جواب میدهد، جکی است که به حریم خصوصی شما کاری ندارد، فقط به فانتزی شما. پس، اگر چیزی واقعی میخواهید، چیزی که خوشمزه است و شما را خیس میکند بدون اینکه آنالیز شود، راهی برای ترکیب این دو چیز عجیب پیدا کنید. یا دیلد وارد فانتزی میشود یا فانتزی وارد دیلد. یک چیز قطعی است: به محض اینکه ببینید این دخترها با یک گلوله سیاه در رگهایشان چه کارهایی میتوانند انجام دهند، دیگر هرگز به زندگی جنسی خودتان به همان شکل نگاه نخواهید کرد.